![]() |
![]() |
|
| زردم ولی به داغ دل لاله ها قسم , ز گهواره حسرت سرخی کشیده ام.... |
|
عجب صبري خدا دارد !
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم مهر 1388ساعت 6:42 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
داسـتــــــــــــــان زن بـــــــــــــاهــــــــوش
در منطقه ای حادثه ای رخ داده بود و نیروهای کمکی برای نجات افراد سریعا با هلیکوپتر عازم آن منطقه شدند . هلیکوپتر به محل حادثه رسید و ریسمانی را برای نجات افراد به پایین انداخت ، در آن محل یک زن و تعدای مرد حضور داشتند که به ریسمان هلیکوپتر چنگ زدند، هلیکوپتربلند شد و کمی از منطقه دور شد که خلبان احساس کرد وزن هلیکوپتر سنگین است و یکی از آنها باید فداکاری کند و برای نجات جان بقیه ریسمان را رها کند. کمک خلبان موضوع را به آنها گفت ، همگی آنها به هم نگاه میکردند و به دنبال فرد فداکاری بودند که خود را برای نجات جان بقیه رها کند ناگهان زنی که در میان آنها بود شروع به سخن کرد و چنین گفت : (( ما زنها تمام زندگیمان را صرف فداکاری برای مردها کرده ایم . از درد و رنج زایمان گرفته تا تربیت فرزندان و اداره کردن خانه و .... بنابراین نگران نباشید ، اینجا هم من فداکاری میکنم و برای نجات جان شما خودم را فدا میکنم....)) مردها که چشمانشان پر از اشک شده بود و از این همه فداکاری احساساتشان به شدت تحریک شده بود ، همگی دستهایشان را از ریسمان رها کردند ، که برای زن دست بزنند که ...... و زن لـبـخـندی زد و به سلامت به مقصد رسید.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 8:25 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
دلم میخواست : دنیا خانۀ مهر و محبت بود دلم میخواست : مردم، در همه احوال با هم آشتی بودند. طمع در مال یکدیگر نمیکردند کمر بر قتل یکدیگر نمیبستند. مرادِ خویش را در نامرادی های یکدیگر نمی جستند، از این خون ریختن ها ، فتنه ها ، پرهیز میکردند، چو کفتاران خون آشام ، چنگ و دندان تیز نمیکردند!
( فریدون مشیری ) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 5:15 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
شاید زندگی اون جشنی نباشه که آرزویش رو داشتی
اما حالا که به آن دعوت شده ای تا میتوانی زیبا برقص |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 11:16 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
ز کـــوی يـــــــــار می آ يد نــسيــــم بــــــاد نـــــــــــــوروزی
از ايـــن بــــاد ار مــدد خـــواهـی چــــراغ دل بـــــرافــــروزی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 2:13 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
حس ميکنی به خاطر بياور که؛
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اسفند 1387ساعت 11:16 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
می دونستی اشک از لبخند با ارزش تره ؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما فقط واسه کسی اشک می ریزی که نمی خوای از دستش بدی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 6:27 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
نمیدانم پس از مرگم چه خواهم شد نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی , دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته و آشفته تر سازد بدینسان بشکند دایم سکوت مرگبارم را |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 6:30 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 8:54 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم آذر 1387ساعت 0:2 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
آدمي دو قلب دارد. قلبي كه از بودن آن با خبر است و قلبي كه از حظورش بي خبر. قلبي كه از آن با خبر است همان قلبي ست كه در سينه مي تپد همان كه گاهي مي شكند گاهي مي گيرد و گاهي مي سوزد گاهي سنگ مي شود و سخت و سياه و گاهي هم از دست مي رود... با اين دل است كه عاشق مي شويم با اين دل است كه دعا مي كنيم با همين دل است كه نفرين مي كنيم و گاهي وقت ها هم كينه مي ورزيم... اما قلب ديگري هم هست.قلبي كه از بودنش بي خبريم. اين قلب اما در سينه جا نمي شود و به جاي اينكه بتپد.....مي وزد و مي بارد و مي گردد و مي تابد اين قلب نه مي شكند نه ميسوزد و نه مي گيرد سياه و سنگ هم نمي شود از دست هم نمي رود مثل رود و نسيم و آنقدر سبك است كه هيچ وقت هيچ جا نمي ماند بالا مي رود و بالا مي رود و بين زمين و ملكوت مي رقصد وقتي تو بد مي گويي و بيزاري او عشق مي ورزد وقتي تو مي رنجي او مي بخشد... نه به احساست كاري دارد نه به تعلقت نه به آنچه مي گويي نه به آنچه مي خواهي به خاطر قلب ديگرشان به خاطر قلبي كه از بودنش بي خبرند.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 11:39 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
گدایان بهر روزی طفل خود را کور میخواهند
طبیبان جملگی مخلوق را رنجور میخواهند
تماتم مرده شویان راضیند از مرگ انسانها
بنازم مطربان راه که خلق مسرور میخواهند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 2:30 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 8:31 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
![]() روزها ميگذرند
عشق هاميميرند
![]() رنگها رنگ دگر ميگيرند
و فقط خاطره هاست
كه چه تلخ و شيرين
دست ناخورده به جاي مي مانند
زندگي شوق تمناي همين خاطره هاست...
![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 10:8 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 11:46 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
کاش رویاهایمان روزی حقیقت می شدند تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند سادگی، مهر و صفا قانون انسان بودن است کاش قانون هایمان یکدم رعایت می شدند اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب کاش روزی چشمهامان باصداقت می شدند گاهی از غم می شود ویران دلم ای کاش بین دلها غصه ها مردانه قسمت می شدند
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 3:56 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 5:18 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:56 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 4:3 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:1 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
اگر روزی دشمن پيدا كردی، بدان در رسيدن به هدفت
موفق بودی!
ناتوانند!
می خواهد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
سلامتی
دنيا را برايتان شاد شاد
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 10:29 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
معنی
که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند
اشکهایم می نگری
عاشقی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 1:41 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
چرا خوبان در جوانی میمیرند؟
در تمام لحظات زندگی هیچ کس تنهای ام را حس نکرد |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم دی 1386ساعت 9:29 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 10:27 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
خدايــــــــــا اگر مـــا بد كنيــــــــم تورا بنـــــــده هاى خــــوب بسيــــــــار اســــــــت تــــــــــو اگر مــــدارا نكنـــى مـــــارا خداي ديگر نيســت دربيكران زندگي دوچيز افسـونـــم كــرد آبــــــــــى آســمان وخدا آبى آسمان را ميبينم و ميدانم كه نيست خدارا نمى بينم و ميدانم كه هست
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 11:30 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
آنگاه که.......... ضربه های تيشه زندگی را
بر ريشه آرزوهايت حس ميکنی؛
به خاطر بياور که ............... زيبايی شهاب ها از شکستن
قلب ستارگان است
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 12:25 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
عید سعید فطر بر همگان مبارک
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 1:1 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
کامپیوتر ها حرف نمی زنند وعمل می کنند ولی خانم ها حرف می زنند وعمل نمی کنند
هر زمان کامپیوتر سر برنامه ای هنگ کرد می شود آن را ری استارت کرد ولی وقتی خانم ها
سر چیزی کلید کنند دیگر نمی شود کاری کرد
هر زمان از کامپیوتر خسته شدی سریع شات دان می کنی ولی شرمنده مواظب باش از طرف
خانم ها شات دان نشوی
هر وقت از چیزی یا برنامه ای در کامپیوتر خوشت نیومد با یک کلیک روی ضربدر با اقتدار
حذفش می کنی اما خانم ها یا عقایدشان را ابدا نمی توانی حذف کنی
با برنامه های موجود در کامپیوتر می توانی هر طور که بخواهی زندگیت را ترسیم کنی ولی
در واقعیت این خانم ها هستند که زندگیتان را ترسیم می کنند
با کامپیوتر می توانی بازی کنی ولی توسط خانم ها خودت بازی داده میشوی
به کامپوتر می توانی دروغ بگویی ولی به خانم ها وای به حالت! |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم مهر 1386ساعت 9:16 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى) |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
بیگناه اما همیشه محکوم
................................. دستهايم بوي گل ميدادند مرا به جرم گل چيدن گرفتند اما کسي فکر نميکرد که شايد گلي کاشته باشم |
| آرشیو موضوعی |
|
سرگرمى و تفریحی اس ام اس باحال و لطيفه عشقولانه کلیپ موبایل آهنگ فارسی برای دانلود |
|
RSS
|