زردم ولی به داغ دل لاله ها قسم , ز گهواره حسرت سرخی کشیده ام....
عجب صبري خدا دارد ! داسـتــــــــــــــان زن بـــــــــــــاهــــــــوش در منطقه ای حادثه ای رخ داده بود و نیروهای کمکی برای نجات افراد سریعا با هلیکوپتر عازم آن منطقه شدند . هلیکوپتر به محل حادثه رسید و ریسمانی را برای نجات افراد به پایین انداخت ، در آن محل یک زن و تعدای مرد حضور داشتند که به ریسمان هلیکوپتر چنگ زدند، هلیکوپتربلند شد و کمی از منطقه دور شد که خلبان احساس کرد وزن هلیکوپتر سنگین است و یکی از آنها باید فداکاری کند و برای نجات جان بقیه ریسمان را رها کند. کمک خلبان موضوع را به آنها گفت ، همگی آنها به هم نگاه میکردند و به دنبال فرد فداکاری بودند که خود را برای نجات جان بقیه رها کند ناگهان زنی که در میان آنها بود شروع به سخن کرد و چنین گفت : (( ما زنها تمام زندگیمان را صرف فداکاری برای مردها کرده ایم . از درد و رنج زایمان گرفته تا تربیت فرزندان و اداره کردن خانه و .... بنابراین نگران نباشید ، اینجا هم من فداکاری میکنم و برای نجات جان شما خودم را فدا میکنم....)) مردها که چشمانشان پر از اشک شده بود و از این همه فداکاری احساساتشان به شدت تحریک شده بود ، همگی دستهایشان را از ریسمان رها کردند ، که برای زن دست بزنند که ...... و زن لـبـخـندی زد و به سلامت به مقصد رسید. دلم میخواست : دنیا خانۀ مهر و محبت بود دلم میخواست : مردم، در همه احوال با هم آشتی بودند. طمع در مال یکدیگر نمیکردند کمر بر قتل یکدیگر نمیبستند. مرادِ خویش را در نامرادی های یکدیگر نمی جستند، از این خون ریختن ها ، فتنه ها ، پرهیز میکردند، چو کفتاران خون آشام ، چنگ و دندان تیز نمیکردند! ( فریدون مشیری ) شاید زندگی اون جشنی نباشه که آرزویش رو داشتی اما حالا که به آن دعوت شده ای تا میتوانی زیبا برقص ز کـــوی يـــــــــار می آ يد نــسيــــم بــــــاد نـــــــــــــوروزی از ايـــن بــــاد ار مــدد خـــواهـی چــــراغ دل بـــــرافــــروزی
حس ميکنی به خاطر بياور که؛
می دونستی اشک از لبخند با ارزش تره ؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما فقط واسه کسی اشک می ریزی که نمی خوای از دستش بدی نمیدانم پس از مرگم چه خواهم شد نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی , دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته و آشفته تر سازد بدینسان بشکند دایم سکوت مرگبارم را آدمي دو قلب دارد. قلبي كه از بودن آن با خبر است و قلبي كه از حظورش بي خبر. قلبي كه از آن با خبر است همان قلبي ست كه در سينه مي تپد همان كه گاهي مي شكند گاهي مي گيرد و گاهي مي سوزد گاهي سنگ مي شود و سخت و سياه و گاهي هم از دست مي رود... با اين دل است كه عاشق مي شويم با اين دل است كه دعا مي كنيم با همين دل است كه نفرين مي كنيم و گاهي وقت ها هم كينه مي ورزيم... اما قلب ديگري هم هست.قلبي كه از بودنش بي خبريم. اين قلب اما در سينه جا نمي شود و به جاي اينكه بتپد.....مي وزد و مي بارد و مي گردد و مي تابد اين قلب نه مي شكند نه ميسوزد و نه مي گيرد سياه و سنگ هم نمي شود از دست هم نمي رود مثل رود و نسيم و آنقدر سبك است كه هيچ وقت هيچ جا نمي ماند بالا مي رود و بالا مي رود و بين زمين و ملكوت مي رقصد وقتي تو بد مي گويي و بيزاري او عشق مي ورزد وقتي تو مي رنجي او مي بخشد... نه به احساست كاري دارد نه به تعلقت نه به آنچه مي گويي نه به آنچه مي خواهي به خاطر قلب ديگرشان به خاطر قلبي كه از بودنش بي خبرند.... گدایان بهر روزی طفل خود را کور میخواهند طبیبان جملگی مخلوق را رنجور میخواهند تماتم مرده شویان راضیند از مرگ انسانها بنازم مطربان راه که خلق مسرور میخواهند کاش رویاهایمان روزی حقیقت می شدند تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند سادگی، مهر و صفا قانون انسان بودن است کاش قانون هایمان یکدم رعایت می شدند اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب کاش روزی چشمهامان باصداقت می شدند گاهی از غم می شود ویران دلم ای کاش بین دلها غصه ها مردانه قسمت می شدند
اگر روزی دشمن پيدا كردی، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودی! ناتوانند! می خواهد
سلامتی دنيا را برايتان شاد شاد معنی که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند اشکهایم می نگری عاشقی چرا خوبان در جوانی میمیرند؟ در تمام لحظات زندگی هیچ کس تنهای ام را حس نکرد خدايــــــــــا اگر مـــا بد كنيــــــــم تورا بنـــــــده هاى خــــوب بسيــــــــار اســــــــت تــــــــــو اگر مــــدارا نكنـــى مـــــارا خداي ديگر نيســت دربيكران زندگي دوچيز افسـونـــم كــرد آبــــــــــى آســمان وخدا آبى آسمان را ميبينم و ميدانم كه نيست خدارا نمى بينم و ميدانم كه هست آنگاه که.......... ضربه های تيشه زندگی را بر ريشه آرزوهايت حس ميکنی؛
به خاطر بياور که ............... زيبايی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است
عید سعید فطر بر همگان مبارک کامپیوتر ها حرف نمی زنند وعمل می کنند ولی خانم ها حرف می زنند وعمل نمی کنند هر زمان کامپیوتر سر برنامه ای هنگ کرد می شود آن را ری استارت کرد ولی وقتی خانم ها سر چیزی کلید کنند دیگر نمی شود کاری کرد هر زمان از کامپیوتر خسته شدی سریع شات دان می کنی ولی شرمنده مواظب باش از طرف خانم ها شات دان نشوی هر وقت از چیزی یا برنامه ای در کامپیوتر خوشت نیومد با یک کلیک روی ضربدر با اقتدار حذفش می کنی اما خانم ها یا عقایدشان را ابدا نمی توانی حذف کنی با برنامه های موجود در کامپیوتر می توانی هر طور که بخواهی زندگیت را ترسیم کنی ولی در واقعیت این خانم ها هستند که زندگیتان را ترسیم می کنند با کامپیوتر می توانی بازی کنی ولی توسط خانم ها خودت بازی داده میشوی به کامپوتر می توانی دروغ بگویی ولی به خانم ها وای به حالت!
اگر من جاي او بودم
همان يك لحظه اول .. كه اول ظلم را ميديدم از مخلوق بيوجدان ،
جهان را با همه زيبايي و زشتي، به روي يكدگر ، ويرانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد !
...
اگر من جاي او بودم ، كه در همسايه صدها گرسنه ،
چند بزمي گرم عيش و نوش ميديدم ،
نخستين نعره مستانه را خاموش آن دم بر لب پيمانه می كردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم ، كه ميديدم يكي عريان و لرزان
ديگري پوشيده از صد جامه رنگين، زمين و آسمان را
واژگون مستانه می كردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم ، نه طاعت ميپذيرفتم
نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده
پاره پاره در كف زاهد نمايان سجده صد نامه می كردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم، براي خاطر تنها يكي
مجنون صحراگرد بيسامان هزاران ليلي نازآفرين را كو به كو
آواره و ديوانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم، به عرش كبريايي با همه صبر خدايي
تا كه می ديدم عزيز نابجايي ناز بر يك ناروا گرديده ، خواري می فروشد
گردش اين چرخ را وارونه بی صبرانه می كردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم ، كه ميديدم مشوش عارف و عامي
ز برق فتنه اين علم عالمسوز مردمكش ، به جز انديشه عشق و وفا ،
معدوم هر فكري در اين دنياي پرافسانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
چرا من جاي او باشم ؟!
همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشای زشتكاريهای اين مخلوق را دارد
وگرنه من به جاي او چو بودم ، يك نفس كي عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد !
عجب صبري خدا دارد !![]()
![]()
![]()

![]()

![]()
نــــوروز۱۳۸۸ مـبــــــــارک

![]()

آنگاه که ضربه های تيشه زندگی را بر ريشه آرزوهايت
زيبايي شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است


![]()

![]()

![]()
بوسه
اسم است...چون عمومی است
بوسه
فعل است...چون هم لازم است هم متعدی
بوسه
حرف تعجب است...چون اگر ناگهانی باشد طرف مقابل را مات و مهبوت میکند
بوسه
ضمیر است...چون از قید انسان خارج نیست
بوسه
حرف ربط است...چون 2 نفر را به هم متصل میکند
![]()












خداوند به سه طریق به دعاها جواب میدهد












او میگوید آری و آنچه میخواهی به تو میدهد












او میگوید نه و چیز بهتری به تومیدهد












او میگوید صبر کن و بهترین را به تو میدهد












![]()
زلال است و جاري
اين همان قلب است كه وقتي تو نفرين مي كني او دعا مي كند
اين قلب كار خودش را مي كند
و آدمها به خاطر همين دوست داشتني اند![]()


![]()
هیچ گاه محبت هایت را فراموش نمی کنم
منتظرم تا دوباره روی چون ماهت را در آن دنیا ببینم
مادر 

![]()




![]()

![]()
![]()

![]()

دلا ياران سه قسم اند گر بدانی 
زبانی اند و نانی انـد و جـانی 
به نـانی نان بده از در برانـش 
تو نيـکی کن به ياران زبـانی 
وليـکن
يـار جـانی را نگهدار به پـايش جـان بده تا می توانی 









![]()

![]()



مثل شقايق زندگی کن، کوتاه اما زيبا
مثل پرستو کوچ کن، فصلي اما هدفمند
مثل پروانه بمير، دردناک اما عاشق

![]()

![]()











اگر روزی تهديدت كردند، بدان در برابرت 










اگر روزی خيانت ديدی، بدان قيمتت بالاست



اگر روزی تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت 


![]()


سعادت
سيادت 
سرور
سروری 
سبزی
سرزندگی 
هفت سين سفره زندگيتان باشد 


و شادی را برايتان دنيا دنيا آرزومندم
![]()
دوستت دارم
یعنی چه؟

« د» : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام می ارزد . همچون دیوانه ای
« و» : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد 
«س» : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی 
«ت» : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم 
«ت» : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست. 
«د» : دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام 
«آ» : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام 
«ر» : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصيبم باشد 
«م» : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده است در بازار 
![]()

![]()
عشق مثل آب می مونه مي تونی توی دستات قايمش کنی
اما آخرشدستاتو باز مي کنی می بينی نيست. قطره قطره چکه می کنه و بدون اينکه
![]()


![]()
![]()






![]()
تفاوت خانم ها با کامپیوتر













![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
نوروز ۸۷ مبارک
