|
زردم ولی به داغ دل لاله ها قسم , ز گهواره حسرت سرخی کشیده ام....
|
||||
|
|
||||



مثل شقايق زندگی کن، کوتاه اما زيبا
مثل پرستو کوچ کن، فصلي اما هدفمند
مثل پروانه بمير، دردناک اما عاشق

+
نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 4:3 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى)
|


+
نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:1 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى)
|

اگر روزی دشمن پيدا كردی، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودی! ناتوانند! می خواهد











اگر روزی تهديدت كردند، بدان در برابرت 










اگر روزی خيانت ديدی، بدان قيمتت بالاست



اگر روزی تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت 


+
نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى)
|

سلامتی دنيا را برايتان شاد شاد

سعادت
سيادت 
سرور
سروری 
سبزی
سرزندگی 
هفت سين سفره زندگيتان باشد 


و شادی را برايتان دنيا دنيا آرزومندم
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 10:29 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى)
|

معنی که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند اشکهایم می نگری عاشقی
دوستت دارم
یعنی چه؟

« د» : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام می ارزد . همچون دیوانه ای
« و» : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد 
«س» : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی 
«ت» : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم 
«ت» : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست. 
«د» : دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام 
«آ» : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام 
«ر» : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصيبم باشد 
«م» : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده است در بازار 
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 1:41 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى)
|

چرا خوبان در جوانی میمیرند؟ در تمام لحظات زندگی هیچ کس تنهای ام را حس نکرد
+
نوشته شده در شنبه هشتم دی 1386ساعت 9:29 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى)
|

عشق مثل آب می مونه مي تونی توی دستات قايمش کنی
اما آخرشدستاتو باز مي کنی می بينی نيست. قطره قطره چکه می کنه و بدون اينکه
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 10:27 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى)
|

خدايــــــــــا اگر مـــا بد كنيــــــــم تورا بنـــــــده هاى خــــوب بسيــــــــار اســــــــت تــــــــــو اگر مــــدارا نكنـــى مـــــارا خداي ديگر نيســت دربيكران زندگي دوچيز افسـونـــم كــرد آبــــــــــى آســمان وخدا آبى آسمان را ميبينم و ميدانم كه نيست خدارا نمى بينم و ميدانم كه هست 

+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 11:30 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى)
|

آنگاه که.......... ضربه های تيشه زندگی را بر ريشه آرزوهايت حس ميکنی؛
به خاطر بياور که ............... زيبايی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 12:25 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى)
|

عید سعید فطر بر همگان مبارک 





+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 1:1 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى)
|

کامپیوتر ها حرف نمی زنند وعمل می کنند ولی خانم ها حرف می زنند وعمل نمی کنند هر زمان کامپیوتر سر برنامه ای هنگ کرد می شود آن را ری استارت کرد ولی وقتی خانم ها سر چیزی کلید کنند دیگر نمی شود کاری کرد هر زمان از کامپیوتر خسته شدی سریع شات دان می کنی ولی شرمنده مواظب باش از طرف خانم ها شات دان نشوی هر وقت از چیزی یا برنامه ای در کامپیوتر خوشت نیومد با یک کلیک روی ضربدر با اقتدار حذفش می کنی اما خانم ها یا عقایدشان را ابدا نمی توانی حذف کنی با برنامه های موجود در کامپیوتر می توانی هر طور که بخواهی زندگیت را ترسیم کنی ولی در واقعیت این خانم ها هستند که زندگیتان را ترسیم می کنند با کامپیوتر می توانی بازی کنی ولی توسط خانم ها خودت بازی داده میشوی به کامپوتر می توانی دروغ بگویی ولی به خانم ها وای به حالت!
تفاوت خانم ها با کامپیوتر













+
نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 9:16 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى)
|

یا قناعت پر کند یا خاک گور






چشم پر طمع دنیا دار را







+
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 9:51 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى)
|

به چشمانت بیاموز که هر کسی ارزش دیدن را ندارد 
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 8:39 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى)
|

زندگی را به تمامی زندگی کن
در دنیا زندگی کن بی انکه جزئی از ان باشی
ریاضیات وابسته به ذهن اند
خطر کن
با دست های تهی امده ایم
تا سر زنده باشیم
وفرصت به پایان خواهد رسید
مرگ تنها برای کسانی زیباست که,
زیبا زندگی کرده اند
از زندگی نهراسیده اند
دست افشانده اند
هر لحظه را به گونه ای زندگی کن
و کسی چه می داند ؟
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 7:52 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى)
|

+
نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 9:56 قبل از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى)
|

سوگند مي خوريم به زيبايي عشق پاک که دل از هم نگيريم که لحظه اي از ياد يکديگر که دوست داشتن را از ياد نبرده و با آمدن هر سپيده و شروع هر روز و در آخر سوگند به عشق که در غم و شادي با هم باشيم يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو
سوگند را ساختيم تا سوگند ياد کنيم که عاشق بمانيم ![]()
با سوگند شروع مي کنيم با اميد ادامه مي دهيم و آرزو داريم با وصال ختم شود ....
غافل نشويم که براي هم باشيم و به ياد هم![]()
به ياد يکديگر چشم به جهان بگشاييم ....![]()



چون خورد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره ![]()
سرش درد نگيره![]()
چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره![]()
چون شايد ديگه هيچكس مثل اون دوستمون نداشته باشه![]()
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 4:9 بعد از ظهر توسط مدیر وبلاگ :خسرو ابراهيمى (خسرو موفرفرى)
|

مهستی، خواننده ایرانی درگذشت به سرطان در لس آنجلس درگذشت.
خدیجه دده بالا که بعدها با روی آوردن به خوانندگی نام هنری مهستی را
برای خود برگزید، در سال 1946(1316) متولد شد. در نوجوانی استعدادش
برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی کشف شد.

نخستین آوازهای او در مجموعه گلها به کارهای او اعتبار بخشید و او را به
خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت و به
علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.
کمی پس از انقلاب اسلامی ایران، وی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به
آمریکا مهاجرت کرد. در سال 2005 نیز در این کشور توسط جمعی از
ایرانیان از وی برای 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی
تقدیر به عمل آمد.
از وی 35 آلبوم موسیقی منتشر شده که اغلب آنها با استقبال روبرو شده
است.

و باز هم در جای دیگه آمده که :
گزارش ها حاکی است که "مهستی" خواننده مشهور ایرانی روز 25 ژوئن
درگذشت. مهستی که نام اصلی اش خدیجه (افتخار) دده بالا بود در سال
1946 به دنیا آمد و روز دوشنبه در سن 60 سالگی بر اثر ابتلا به بیماری
سرطان فوت کرد.
مهستی کار خود را در برنامه معروف گل های رنگارنگ رادیو ملی ایران با
آهنگ "آنکه دلم را برده خدایا" آغاز کرد.
گفته می شود که هایده، خواهر مهستی، کار خود را پنج سال پس از او
آغاز کرد.